ده نکته به مناستِ روزجهانی وبلاگ
۱- هیچوقت یه وبلاگ نویسِ حرفه ای ( چه از نظرِ کمی و چه کیفی ) نبودم . اما مهارتِ خاصی تو شکار کردنِ وبلاگهای خوب تو موضوعاتِ مختلف دارم ! به عبارتی هرچقدر وبلاگ نویس خوبی نشدم، وبلاگ خونِ خوبی شدم ! واقعا تنها موضوعی که تو وب نتونستم دربارش با خودم کنار بیام همین وبلاگ و وبلاگ نویسی هست . دست آخر به این نتیجه رسیدم که برای بلاگر بودن، خیلی بیشتر از تجربه و تخصص به یه هدف و انگیزه مشخص نیاز هست .
۲- به لطف سرویس های وطنی و غیر وطنی، از لحظه اراده تا وبلاگدار شدن بیشتر از ده دقیقه طول نمی کشه . اما این تازه اوله راهه و برای اینکه یکی بتونه خودش رو بلاگر بدونه، راهِ درازی رو باید طی کنه .
مهمترین عنصر برای یه وبلاگ پویا، مخاطب هست . ما می نویسیم که خونده بشیم و یقینا هرچقدر بیشتر بهتر . پس باید برای رسیدن به این مخاطب هدف داشت، تلاش کرد و طبق برنامه پیش رفت .
نمیخوام وبلاگ نویسی رو فرایندی سیستماتیک تعریف کنم، که معمولا اینطور نیست . ولی واقعا با این حجم وبلاگی که الان داریم ( که خدا همینطور تعدادشون رو بیشتر کنه ) دیده شدن کمی سخته که البته این سختی خیلی هم خوبه و نقشِ یه غربال رو بازی می کنه . پس لطفا طوری وارد بشین که مدتِ “وبلاگ دار” بودنتون خیلی طولانی نشه و سریع به “بلاگری” ارتقای درجه پیدا کنید .
۳- وبلاگ علاوه بر محتوا، باید روح داشته باشه . وبلاگهایی رو دیدم که بارِ علمی و محتوایی خوبی داشتند و مستمر بروز میشدن . اما توفیقی کسب و نکردند و بعد از مدتی هم مخاطبِ اندکشون رو از دست دادند و هم خودِ نویسنده دیگه انگیزه ای برای ادامه نداشت . نقطه مقابل، کم نیستند وبلاگ هایی که محتوای متوسط-رو به بالایی دارند اما یه روح، یه حس خوب یا هر چیز دیگه که اسمش هست پشتشونه که خواننده-نویسنده رو دلگرم و دلگرم تر می کنه .
دنبالِ ” آنی ” باشید که برای شما باشه . باز هم میگم موضوعِ وبلاگ در این خصوص خیلی مهم نیست . مهم اینه که پشتِ هر پستی، یه فکرِ عمیق و اصیل خوابیده باشه . مطمئن باشید این تنها راهیه که می تونین اعتماد و علاقه مخاطب رو جلب کنید .
۴- به نظرم وبلاگ بزرگترین خدمت رو به وبفارسی کرده . آدم های مختلف با عقاید و دانش ها و انگاره های مختلف پشتِِ سر رسانه های شخصیشون- خواه با نام و خواه بی نام- قرار گرفتند . درباره موضوعات مختلفی قلم زدند و در نهایت سرانه دانشِ عمومی کاربرهای وب رو بالا بردند . تا قبل از اون رسانه ها روی یک خطِ مشی کلی حرکت می کردند- و می کنند – و این دست و بال نویسنده(ها)ی حرفه ای را کاملا می بست . مجبور بودند از خیرِ چیزهایی بگذرند یا به چیزهایی بها بدند که شاید لزومتی نداشت . کاری به تحریف و… ندارم که تو رسانه های فارسی- اینوری و اونوری- کم نیستند . وبلاگها اولین رسانه هایی بودند که شهامتِ حضورِ مستقل رو به همه دادند . همه می تونستند فکر، اندیشه، دانش و آمال خودشون رو بدون هیچ پیش شرط و پس شرطی به وسعتِ وب منتشر کنند . هیچ چیزی برای محدود کردن وجود نداشت
۵- تو یکی دو ساله گذشته وبلاگستان دیگه تک بعدی نیست و میشه توش از هر سبک و موضوع چند تا وبلاگ خوب مثال آورد . مثلا یه زمانی من فقط دو تا وبلاگ سازمانی می شناختم که انصافا هر دوتاشون هم خوب بودن (رامان و بهساد) اما حالا من حداقل مشترکِ بیست تا وبلاگ سازمانی ام که البته عددشون از این تعداد خیلی بالاتره
کنارِ کمیت، انصافا کیفیت هم پیشرفت خوبی کرده . باید اعتراف کنیم که بیشتر از هفتاد درصد از محتوای خوبِ وبفارسی رو وبلاگها تولید می کنند و این ادعا اصلا غلو نیست .
۶- یه چیزی که همیشه “نگرانم” می کنه و بعد ناراحت، خودکشی مجازی یه سری از وبلاگ نویس هاست . کم نبودند وبلاگهایی که خوب قلم میزدند و مشترک و مخاطب زیادی هم داشتن، اما یکباره و بکل هست و نیستِ انلاینشون رو از بین بردند . خورشیدخانم، زنگوله، یک فتحی و خیلی های دیگه ناپدید شدن یا از آخرین آپدیتشون ماهها و سالها میگذره . این اصلا خوب نیست . کاشکی هیچ وبلاگ نویسی هیچوقت بیخیال وبلاگ نویسی نشه یا حداقل قبلش یه چندخطی علت رو توضیح بده .
۷- رسانه نداریم . مشکلِ بزرگ وبلاگستان به نظرم نداشتنِ یه رسانه خوب و درست و درمونه . خطاب به همه اونایی که ایمیل میزنن میگن دنبالِ ایده هستیم برای کار تو وب ! یکی بیاد یه سایتی بزنه وبلاگ ها رو ریویو کنه، معرفی کنه و حتی رنکینگ کنه . نمونه خارجی هم هست و به خوبی میشه الهام گرفت . یقین دارم هم مخاطب استقبال می کنه و هم خودِ وبلاگ نویس ها . من اگه یکی واقعا بخواد اینکار رو بکنه و پا پیش بگذاره، همه جوره و بی منت کمکش می کنم.
+ البته الان دو تا رسانه داریم . یکی که فقط وبلاگهای معطوف به یه جناح و نگرشِ خاص سیاسی-مذهبی رو پوشش میده که خوب یقینا نماینده اصلحی نیست ! یکی هم که وابسته به یه سرویسِ وبلاگ نویسی هست و بیشتر اخبار و حواشیِ سرویس خودش رو پوشش می ده .
۸- یکی از مشکلاتِ وبلاگ نویسها عدمِ تامین مالی هست . مساله میزانِ درآمد نیست . بحثِ ایجاد انگیزست و بهره برداری از یه پتانسیل بالقوه . وقتی یکی میاد یک سال یا بیشتر روی وبلاگش وقت و انرژی میگذاره، محقِ که بخواد ازش بهره برداری مالی بکنه . این نه عیب و عاره و نه غیر معقول . منتها تبلیغات هنوز تو وبفارسی خیلی نحیفه و باید مثل بقیه اجزا زمان بگذره که روی روال بیافته . قبلا اینجا یه چند مورد دراین باره نوشتم که فکر می کنم بتونه به وبلاگ نویس ها یه کمک کوچولو بکنه .
۹- ارتباطات رو جدی بگیرید . شاید مهمترین دستاوردی که یه وبلاگ می تونه برای نویسندش داشته باشه، ارتباطاتِ جدید هست . از دوستی های ساده تا پیشنهادهای کاری-تجاری همه از دستاوردهای یه وبلاگ خوبن . از پیشنهاد ها استقبال کنید و به دیگران پیشنهاد بدین . وبلاگ نویس هایی رو میشناسم که تونستن از طریق وبلاگشون ارتباطات و لینک های حرفه ای زیادی پیدا کنن و تو کار و زندگشیون موفق تر باشن .
۱۰- و اما آخرین نکته اینکه همین حالا وبلاگ نویسی رو شروع کنید . وبلاگ نویسی تنها کارِ آنلاینی هست که لزوما نیاز به برنامه ریزی و تفکر نداره .مهم اینه که وارد این دنیا بشین . چون یقینا بعد از مدتی یه نگاه شخصی نسبت بهش پیدا می کنید و اونوقت، زمان فکر کردن و برنامه ریزی کردنه . لذتِ نوشتن و به اشتراک گذاشتن رو از خودتون دریغ نکنید . همین .
چشم نخوری میلاد.خیلی خوب به روز میشه.میدونستی فیدت تو گودرم جزو استار هاست ؟؟خیلی خوب بود ممنون
لطف داری شما
هم خودتون هم گودرتون
تعطیلیم و خونه نشین !
مطلب قشنگ و آموزنده ای بود…!
مرسی دوستِ من
مطلب جامع و کاملی بود! واقعا منم امیدوارم درباره تبلیغات روزی برسه که شغل اصلی یک بلاگر خوب و محبوب و باسابقه همین وبلاگنویسی بشه اصن!
مرسی علیرضای عزیز
منم فکر امیدوارم و البته فکر کنم به زودی به این روزِ آرمانی برسیم :}